و آینه ی چشمهایت را
و موهایت را
اما خدا دل را برای چه آفرید؟
تا اکسیری برای درمان دل باشد
![]() |
![]() |
|
|
نزدیک می شوی به من فرسنگها درمن فرو می روی در من خانه می کنی در من حضور می یابی لحظه به لحظه هرجا و هر کجا توی انگشتهایم جاری می شوی سطرسطرخاطراتم را می نگاری روی لبم می نشینی خنده می شوی، حرف می شوی دلم که می گیر د ازچشمهایم می باری کیستی؟ کیستی تو ؟ کیستی تو که این همه در من می تابی بی آنکه کاسته شوی بی آنکه غروب کرده باشی کیستی؟ کیستی تو که این همه سزاوار حرفهای عاشقانه ای رفتنت مرگ است در من بمان از هنوز تا همیشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم مرداد 1388ساعت 13:55 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:47 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:46 توسط نازنین |
|
|
پیش پیش روز مردو بهت تبریک می گم روزت مبارک دوست دارم عزیرم بوس بوس |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:43 توسط نازنین |
|
|
نميدانم چيستي كه نامت اين طلسم اهورايي آفتاب را در جانم طلوع می دهد و نمی دانم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست...؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:33 توسط نازنین |
|
|
فکرو ذکرم تو بودی او روزا یادته اون دل کوچیکه من جلوی پات بود یادته رفتیو با رفتنت پا گزاشتی رو دلم سرم داره گیج میره تو کجایی عشقه من وقتی میخواستی بری گفتی بهم غصه نخور دلو سپردم من به تو غصه نخور گفتم بهت زود بیا دل من تنگه برات تو نرفتیو میگی آخه عزیز دلت میاد میگفتی من برمیگردم خیلی زود دلو جونم همشون فدای یه تاره موت ولی رفتیو خیلی وقته نامه ندادی تو برام آخه پس چی شد بگو تو جواب نامه هام یه نامه همش دادی همون شده آب غذام نمیدونی یه غمیه بهم میگه باهات میام من غمو می خوام چکار آخه تو بهم بگو فقط نگو دوست ندارم جونه من اینو نگو آخه عاشقت بودم دیوانه وار باور بکن دل من تنگه به راحت تو منو یاریم بکن شبا یه غمی میاد تویه سینم باهام حرف میزنه می خواد نا امید کنه از نا امیدی دم میزنه شایدم دیگه نیای این جوری که بوش میاد فکر کنم وقتی بیای ببینی جنازم رو دوش میاد اون موقع بگو ببینم دلت برام تنگ میشه ؟ این زمین و آب گل برای تو چه رنگ میشه؟ خلاصه کشتی مارو با این ادائو اشوه هات دل من تنگه برات* تنگه برات* تنگه برات وای الان صبح میشه هو هنوز که من نخوابیدم یه روز دیگم تموم شدش ولی من نفهمیدم دفتر شعرم دیگه پر شده کجایی تو می خوام برم دیگه کاری ندارم اینجا روی زمین دارم میرم تو نبودیو غمت عشقه تو کشت مارو زیر خاک دفنمو خاک خورد مارو |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:26 توسط نازنین |
|
|
بی اجازه عاشق شدی بانوی بی تاب از دروازه ای گذشتی که ورود ممنوع بوددر جاده ای قدم گذاشتی یکطرفه و به جایی رسیدی که نوشته بود بن بست!!! و حالا..... تابلوی در دست تعمیر را بالای سر داری!!!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:22 توسط نازنین |
|
|
خدا پیشانی ات را آفرید
تا دلتنگی هایت را بر آن بنویسی
چون صفحه ای
با خط های کشیده ی موج گون
تا در آن زخمهایت را بنگری
تااستعاره ای برای شب باشد
و سایه بانی
برای آسودن
□
اما خدا دل را برای چه آفرید؟ ـ خدا دلت را آفرید
تا در آن معجونی به نام عشق بریزی
و درد را آفرید
تا اکسیری برای درمان دل باشد من و تو را برای همین آفرید |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 9:14 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 12:45 توسط نازنین |
|
|
سلام عزیز صبح بخیر
با تمام وجودم دوستت دارم عشق من all peopel say the sky is blue but i say the sky is browen becuse i see the blue sky in your browen eyes . my dear KISS MEE |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 9:56 توسط نازنین |
|
|
اگر از هم دورریم دلیل بی وفایی نیست وفا ان است که اسمت را دمادم زیر
لب دارم عزیزم جونم ۲۵
بهمن روز عشاق بر تو عشقم مبارک
دوستت دارم .... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:59 توسط نازنین |
|
|
D موقعي كه ميخواستمــــت ميترسيدم نگات كنم
D موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم Dموقعي كه باهات حرف زدم ترسيــــدم نازت كنم Dموقعي كه نازت كردم ترســــــيدم عاشقت بشم D حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستــــــت بدم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:53 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:28 توسط نازنین |
|
|
گویند لحظه ای روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:6 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط نازنین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:58 توسط نازنین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:55 توسط نازنین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:31 توسط نازنین |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:29 توسط نازنین |
|
|
دوستت دارم عزیزم....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 11:47 توسط نازنین |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
با نام عشق
من نازنین 18 ساله از .... این وبلاگو تقدیم می کنم به کسی که خیلی دوسش دارم |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 تیر 1388 بهمن 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|